عقل را ديوانه می دانيم ما
عشق را فرزانه می دانيم ما
دست و تيغ عالم خونريز را
شيشه و پيمانه می دانيم ما
استقامت را درين وحشت سرا
لغزش مستانه می دانيم ما
گوشه ای کز خود کند ما را خلاص
گوشه ميخانه می دانيم ما
در عشق جان را باختن
بازی طفلانه می دانيم ما
قانع از دنيا به رنگ و بو شدن
سخت نامردانه می دانيم ما
ديده ی قربانيان حيرتيم
خواب را افسانه می دانيم ما
از دو عالم گر چه بيرون رفته ايم
خويش را در خانه می دانيم ما
****
****
قال رسول الله (ص) : اَوَّلُ شَخْص یَدْخُلُ الْجَنَّةُ فاطِمَةُ ( علیها السلام )
پیامبر (ص) فرمودند :
اولین شخصی که واردِ بهشت می شود ، فاطمه سلام الله علیها است .
حدیث فوق را جلال الدین سیوطی محدث و مفسر بزرگ اهل سنت در مسند فاطمه ، از پیامبر (ص) روایت کرده که موردِ اتفاقِ فریقین ( شیعه و سنی ) می باشد . (تصویر فوق
)
عقل را ديوانه می دانيم ما
عشق را فرزانه می دانيم ما
دست و تيغِ عالَمِ خونريز را
شيشه و پيمانه می دانيم ما
استقامت را درين وحشت سرا
لغزشِ مستانه می دانيم ما
گوشه ای کز خود کند ما را خلاص
گوشه ی ميخانه می دانيم ما
در ِ عشق ، جان را باختن
بازی طفلانه می دانيم ما
قانع از دنيا به رنگ و بو شدن
سخت نامردانه می دانيم ما
ديده ی قربانيان حيرتيم
خواب را افسانه می دانيم ما
از دو عالم گر چه بيرون رفته ايم
خويش را در خانه می دانيم ما
****
****
(( توبه از شراب ))
*****
توبه نتوان کرد از مِی تا شرابِ ناب هست
از تيمم دست بايد شُست ،هر جا آب هست
صحبتِ عُشّاق را تيغِ زبان در کار نيست
شمع را خاموش بايد کرد تا مهتاب هست
ديده ی خفاش طبعان ، محرمِ اين راز نيست
در دلِ هر ذره ای ، خورشيدِ عالمتاب هست
خواب آسايش نباشد خاطر آگاه را
تا فقیرِ بینوا را ديده ی بی خواب هست
******
******
اسلام با سُنّت هائی که در جوامع بشری رواج داشته و هیچگونه تضادی با مبانی عقلی و فطری انسان ندارند ، موافق می باشد لیکن با خُرافه پرستی و نیز سنت گرائی که صرفاً منشاء آن تقلیدِ کورکورانه از گذشتگان می باشد ، مخالف است .
✔️برخی از سنت ها که اسلام با آنها مخالف نبوده بلکه نسبت به ترویج بیشتر آنها ، توصیه و ترغیب نموده به شرح زیر می باشد :
گروهی از مردم ،با نزدیک شدنِ ایامِ نوروز ، دغدغه ی خانه تکانیِ عید را داشته و زبانِ حالِ آنها این است :
عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم
گردی نَسِتُردیم و غُباری نَسِتاندیم
جنگِ تبوک آخرین غزوه ی رسول اکرم (ص) می باشد که در سال نهم هجری (و روز نوزدهم ماه رجب ) به وقوع پیوست ، در این غزوه پیامبر اسلام(ص) به قصد نبرد با رومیان به منطقه تبوک رهسپار شد؛ ولی سپاه اسلام پس از اقامت چند روزه در تبوک و بدون درگیری با رومیان به مدینه بازگشت.
اين غزوه را «فاضحه» نیز مى نامند زيرا نقشه های شومِ منافقین (( کودتا در مدینه و ترور پیامبر صلّ الله علیه و آله )) ، خنثی و منافقین ، مُفتضح و رسوا گردیدند .
✅ اینک دو نکته ی مهم و عبرت انگیز ، که رهاوردِ غزوه ی تبوک می باشد و متأسفانه تاکنون مغفول مانده را به استناد منابعِ معتبرِ اهلِ سنت ، خاطر نشان می نمائیم :
حدیث منزلت ، اولین رهاوردِ غزوه ی تبوک :
برخی از اصحاب و بهویژه منافقان مدینه از حضور در سپاه سرباز زدند تا در غیابِ پیامبر(ص) در مدینه اقدام به کودتا و براندازی بساط اسلام نمایند لیکن رسول اکرم (ص) ،حضرت علی(ع) را به جانشینی خود در مدینه منصوب نمود ، منافقین که با وجود علی (ع) ، محقق نمودن نقشه ی خود را غیر ممکن دیدند ،زبان به طعنه ی ایشان گشوده و گفتند :
( کارِ علی (ع) بجائی رسیده که پیامبر (ص) او را مامور نگهداری و مراقبت از ن و مردان سالخورده نموده )
حضرت علی (ع) از طعنه ی منافقین ، به پیامبر (ص) شکایت نمود و رسول اکرم (ص) نیز برای تسلّی خاطر او ، ضمن تأکید به ماندن ایشان در مدینه ، خطاب به آن حضرت فرمودند :
آیا برای رضایت تو همین کافی نیست که تو برای من به منزله هارون هستی برای موسی جز اینکه بعد از من پیامبری نیست .
????(( صحیح بخاری ج 4 حدیث 3706 - صحیح مسلم ج 4 حدیث 2404)) (( تصویر فوق ))
????ابن عبد البر ، يكي ديگر از استوانههاي اهل سنت بعد از نقل حديث مینويسد :
(( و هو من أثبت الآثار وأصحها رواه عن النبي صلى الله عليه وسلم سعد بن أبي وقاص ))
حديث منزلت ، از ثابتترين و صحيحترين رواياتي است كه سعد بن أبي وقاص از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نقل كرده است . حاکم نیشابوری نیز می گوید : (هذا حديث دخل في حد التواتر ) ،حدیثِ منزلت ، مُتواتر می باشد .
????(( الاستيعاب - ابن عبد البر - ج 3 - ص 1097)) ،(( المستدرك - الحاكم النيشابوری ج 3 ص 125))
حدیثِ منزلت ، علاوه بر فضیلتِ امام علی(ع)، بر خلافت و عصمتِ ایشان نیز دلالت دارد، زیرا پیامبر(ص) در این حدیث ، به جز نبوت، همه ی فضائل و ویژگیها و مناصِبِ هارون (ع) را برای حضرتِ علی (ع) اثبات فرموده است .
ترورِ نافرجامِ پیامبر (ص) :
بسیاری از مفسرین اهلسنت ، در تفسیر «وَهَمُّوا بِما لَمْ یَنالُوا» ( آیه 74 سوره توبه ) ،گفتهاند : مُراد کسانی هستند که قصد داشتند در بازگشت از جنگِ تبوک ، رسولِ خدا (ص) را ترور نمایند ،
بیهقی در دلائل النبوه و سیوطی در تفسیر الدر المنثور در این باره نوشته اند :
عن عروة قال رجع رسول الله صلی الله علیه وسلم قافلا من تبوک الی المدینة حتی اذا کان ببعض الطریق مکر برسول الله صلی الله علیه وسلم ناس من اصحابه فتآمروا ان یطرحوه من عقبة فی الطریق .
هنگامی که رسول اللَّه (ص ) با مسلمین از تبوک مراجعت میکرد، گروهی از اصحاب تصمیم گرفتند که در یکی از گردنههای بین راه با پرتاب نمودنِ سنگ و رَم دادنِ ناقه ، موجبِ سقوط ایشان به داخل درّه شوند
که پیامبر(ص) از طریق وحی ، متوجه شده و به وسیله ی حذیفه و عمّار ، نقشه ی شوم منافقین را خنثی نمود .
????(( دلائل النبوة ج۵، ص۲۵۶ و تفسیر الدر المنثور، ج۴، ص 243 و کتاب المحلى بالآثار ، ابن حزم ج 11 ص 224 ))
به راستی این سیزده نفر از صحابه که به تصریحِ منابع معتبرِ اهل سنت ، تصمیم به ترور پیامبر (ص ) داشتند ، چه کسانی بودند ؟ و آیا با وجود چنین افرادی در بین صحابه ، باز هم می توان از عدالت همه ی اصحاب ، سخن گفت
*****
*****
*******
مرا مست کردی ، شرابی مگر ؟
گرفتی مرا ، شعرِ نابی مگر ؟
به سوی تو میآیم امّا دریغ
مرا میفریبی ، سرابی مگر ؟
به جانِ من خسته آرامشی
دل آسوده ام با تو ، خوابی مگر ؟
رهاندی مرا از غمِ تشنگی
چه سبزم به یادِ تو ، آبی مگر ؟
تویی روشنیبخشِ شبهای من
گلِ نرگسِ من ، تو ماهی مگر ؟
ز برقِ نگاهت چنان کوهِ برف
دلم آب شد ، آفتابی مگر ؟
********
درباره این سایت